Nazm Ft. Mostaqel

Saleck
3 months ago 453K 15K

08.Saleck – Nazm Ft. Mostaqel

 

 

عقاب سقوط کرد و تمدنم باش رفت

یکی ام اومد و شیر و از وسطش پاک کرد

دایره ها چرخید با برده های صنعت

اربابش عکسای گاندی رو قاب کرد

آذرا ام ساختن یه مشعل و با تنش

یه پدری یه گوشه آروم دخترشو خاک کرد

رشد کرده جا درختا سنگا بلند بلند

تنه ها سوختن و شاخه ها کلنگ شدن

آبیا آبی نیستن رنگ قرمزن خون

که چاشت آونگان و ساقه ها تفنگ شدن

2922 روزم سوخت رفت

حسابیا مردن و احمقامون موندن

یکی یه روز توی غارش با خداشم حرف زد 

یکی به اسم همون غار بود آدمارو حد زد

اینا همشونم خطای  خطای نظمم 

خط های نظمم بود تو ورق تاریخ که فراموش شدس

لعنت به باعث و بانیش قاتل یا جانی 

چه فرقی داره وقتی باشی این وسط اضافی

بعد همه قانوناتونم که این به بعد بذارید

تا واسه صرف باشه بدنامون سرد باشه

میدن به زیره تیغ ، واسه یه هزاری

کی میخوای بفهمی که نظم بوده یه تقدیر

رسم بوده بجنگی بی هدف بی جنم

کورور کورور هموطن کشت واسه میهنم

 

 

یه دروغه بزرگه حقیقت محض

نظم جایی نداره تو شریعت من

سریعا بزن بکوب به طبل جنگ

هم مسیر شو با من تو مسیرای کج

یه دروغه بزرگه حقیقت محض

نظم جایی نداره تو شریعت من

سریعا بزن بکوب به طبل جنگ

هم مسیر شو با من تو مسیرای کج

 

 

Verse 2 Mostaqel

 

 

من یه جوری ترسم تو بی نظمی عالم

اتفاق و دارم بررسی میکنم توی ذهنیت کارم

با اینکه میدونم از بیخ غلطه همه باهم

سره کارن همه انگاری ندیدم  مردم که تو صف منظم اجباری

خندیدن ظاهرا  منظم همه چی به کامه

ولی منطقی ترینشون به چشم من یه غریبه ان

جنگ ، به پا شد لبه تیغ جهنم

یا سنگر بگیر یا بزن توی قلب دشمن

از تو قعر  چاه ها  میخوری یا که تشنته

به ته میرسه یه روزی انقد کشش نده

پسر من خلاصه ایم از شلختگیای جامعه

که ذهنیتت غرق توی فساد نظم ظاهرش

حامله درد مرد بوده تو این چند سال

که اونم بعد عمری زیره خاکه با یه فاجعه

نبوده ، کبوده پیشونیم که میخوره

مهر پیروزی رو من چون کلماتت بیخوده

میفهمی چی میگم من که خارج از این نظمم

چون انضباط تا اینجاش که فقط دادم زجرم

میسازم یه رابطه با کاشف این دردا

من واژه ی تفکرم به آزادیه فردا

چه انتظار میکشن ملت واسه ظهورش

که اتفاق بیوفته یا که بره توی طنزا