Yaqma

8 months ago 582K 17K

یغما – عارض

 

قسمت اول:

با این لالایی ها به یغما میرم خوابیدن حرومه به من تا اینم

مستی گناه بود و من پاتیلم من پی زندانو به تنم مالیدم

من صدای در گوش کرم باید همه آرزوهامو به گور ببرم

باید صد سال سیا جون بکنم و توی قبرستون هم بهم خونه ندن

عید ها میان و میرن خبر میدن که من هیچی از زندگی نفهمیدم

هنو تو این باتلاق لجن گیرم فردا باید فروتر از اینم برم...

پر فریبه دورم

تو وطن خودم غریبه شدم

وقتی دشمنمه رفیقه خودم باید دل پارَمو خودم بخیه کنم

باید زندگی کرد ولی شقایق نبود

واسم آبرو پیش خلایق نموند

اونی که پای لنگ منو دیده، بایدهم بره زیر ازما بهترون

دود تو ریه ام رو خاور هم نمیده هرچی میکشم یادهم نمیره

وقتی تن لشمو مادرم ببینه دِ باید آهِش به دامنم بگیره

وقتی شدیم خمار متا، در نمیاد بخاری ازما

وقتی گشنه بخوابی شبا به هیچی فکر نمیکنی الا غذا

اَه

حواس ما پرت چیه؟

مدل ماشین و قد سینه

با همینا سرمون هم گرمه دیگه این جامعه جام و به هرزه میده

 

همخوان:

نخبه مون هم در میره صاف

غریبیم با هرچی کتاب

سقف آگاهی رفت زیر پا

جایی نیست برا اندیشه خواه

کی میدونه حقیقت چیه ها؟

به جُک میگی حرف حساب

حرف حساب یه بهشته از رنگ فساد!

این کلاه سَرِ ما اَلحق که به جاست

 

قسمت دوم:

کلاه برداری عرفِ یه عمری ما گوشت همو نشسته می خوردیم

گوشتو به گربه سپردیم حقمونه که از گشنگی مردیم

باید هم تو این حفره بیوفتیم دیگه عادیه لقمه ی دزدی

ماهم میتونستیم از دنبه ی مفت این سفره می بردیم

نرخ ها نداره کنتر هی میره بالا تن تن

موندم توی شک!

چرا همه صف ها پر شد برا جنس های بنجل

بایدهم پر بشه جیب مفت خور

چاره ی ما چم چاره شد

هی نوشتم هی پاره شد

داستان ما یه فیلم تلخه که باید هرروز ببینی تکرارشو...

هی ظلم دیدیمو هی ترسیدیم ما کلاه خودمونو سفت چسبیدیم

برا جون سگی تا کی بندگی توئون بزدلی رو تا کی پس بدیم

هروز خدا گریه زاری کی یه قطره برا یه لب تشنه بارید

برا یه تیکه نون هی گدایی هی فریاد زدم تا کی بخوابیم؟!

بابا این دیگه چه مدلشه قراره بعد این چطوری بشه

وقت ها تلف میشه جلوی چشمت

کی میتونه باپشت خالی یه گهی بشه

خودمونیا که یه کاره ای بشن کننده ها باید از بیکاری بکشن

باید سنگ بباره به شهری که توش این جاکشا ستاره بشن

 

همخوان:

زبونی به سرخی خون به تلخی بغض گلوم

کنار اومدی با ظلمی که بود باید تو آشفتگی موند

مدارا کنی یه عمری به زور یخ زده خورشیدمون

دیگه همه درها قفله به روم بایدهم منتظر معجزه موند